تبلیغات
پایگاه تفریحی نودایکس - مطالب طب سنتی

6 درمان مکمل برای دردهای مزمن

نویسنده : Mohammad Mardani یکشنبه 8 آبان 1390 08:36 ب.ظ  •    ارسال شده در: طب سنتی

طب سوزنی

در برخی افراد، روش‌های طب مکمل بعد از چند ماه اثر مفید خود را نشان می‌دهد. تقویت روح و جسم با کمک این روش‌ها، به کنترل بهتر دردهای مزمن کمک می‌کند، کاری که داروها نمی توانند انجام دهند.

 

1- طب سوزنی:

این روش در حدود 60 درصد بیماران مبتلا به دردهای مزمن موثر است.

این یک روش قدیمی طب چینی می‌باشد. در این روش، سوزن‌های ریزی را وارد مناطق خاصی از بدن می‌کنند. این مناطق را به مناطق منفی و مناطق انرژی تقسیم بندی می‌کنند.

مطالعات اخیر نشان داده است که بیماران مبتلا به کمردرد، پس از 10 جلسه درمان با طب سوزنی، درد کمتری داشته‌اند.

 

2- ماساژ:

عضلات سفت شده موجب درد بدن می‌شوند.

از آنجایی که ماساژ باعث شل شدن عضلات می‌شود، پس می‌تواند در بهبود درد کمر موثر باشد.


تحقیقات نشان داده است بیمارانی که درد عضلانی داشتند و در 10 هفته، 10 جلسه ماساژ را انجام دادند، بهتر از بیمارانی که طب سوزنی و یا روش‌های دیگر طب مکمل را انتخاب کرده بودند، بهبود یافتند

3- کایروپرکتیک:

در این روش فرد کایروپرکتور (فردی که کایروپرکتیک را انجام می‌دهد)، فیزیوتراپیست و یا ارتوپد، به مفاصل ستون فقرات فشار وارد می‌کند.

برخی مطالعات نشان داده که با این روش، سردرد و کمردرد کاهش می یابند.

 

4- یوگا:

یکی از مهم‌ترین و موثرترین درمان‌های جایگزین می‌باشد.

تحقیقی نشان داد که اگر فردی دو بار در هفته به مدت 24 هفته، ورزش یوگا را انجام دهد، درد کمرش بهبود می‌یابد.

در تحقیقی دیگر آمده است افرادی که به یوگا می پردازند، علائم استئوپروز (پوکی استخوان) در آن‌ها مشهود نیست.

 

5- تای چی:

در مطالعه‌ای معلوم شد بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا که تای چی را به مدت 60 دقیقه، 2 بار در هفته برای 12 هفته انجام داده‌اند، نتایج بهتری را دریافت کرده‌اند نسبت به آنهایی که در کلاس‌های کشش عضلات شرکت کرده‌اند.

 

6- استیل ال کارنیتین :

این مکمل غذایی برای درمان بیماران مبتلا به دیابت و برای دیابتی‌هایی که درد عصبی دارند، بسیار مفید است.

در تحقیقی آمده است که بیمارانی که هر روز 2 گرم از این مکمل استفاده کردند، حال عمومی آن‌ها بهتر شده بود.

مریم سجادپور



برچسب ها: طب ، سنتی ، طب سنتی ، طب قدیم ، درمان سنتی ، گیاه دارویی ، گیاهان دارویی ،
آخرین ویرایش: - -

توصیه هایی برای انواع مزاج ‌ها

نویسنده : Mohammad Mardani شنبه 7 آبان 1390 06:53 ب.ظ  •    ارسال شده در: طب سنتی

توصیه هایی به گرم مزاج ها در تابستان
افرادی که مزاج شان با تابستان همراهی می‌ کند، نظیر افراد "گرم و تر" و "گرم و خشک" بیش از سایر افراد در روزهای گرم آزرده می ‌شوند،‌ از این رو خوردنی و نوشیدنی در این افراد باید متناسب با مزاج شان و مخالف با فصل باشد.
افراد دارای مزاج گرم ذاهایی چون فلفل و زنجبیل استفاده نکنند. 
نوشیدن مایعات سرد، حرارت بدن را کاهش می ‌دهد،‌: استفاده از نوشیدنی ‌های سنتی نظیر آبلیمو، بالنگ، هندوانه، سکنجبین و خیار و آب زرشک برای آرامش اعصاب توصیه می‌ شود. 

با اشاره به باور عموم مردم مبنی بر استفاده از خاکشیر برای ایجاد خنکی،: خاکشیر بر خلاف باور عموم، فاقد این خاصیت است، اما فواید درمانی فراوان دیگری دارد و مصرف آن به افراد گرمازده توصیه می‌ شود. 

حجم و تعداد دفعات خوردن غذا در افراد دارای مزاج "گرم و تر" و "گرم وخشک" باید کاهش یابد، در ادامه حرکت و سکون بدنی را از عوامل مهم در افزایش و یا کاهش تولید گرما می باشد: میزان فعالیت بدنی این دسته از افراد باید کاهش یابد، چون حرکات اضافه باعث افزایش تولید گرما می ‌شود.


ضرورت تعادل بین خواب و بیداری برای حفظ و یا دفع گرما: خواب، رطوبت بدن را افزایش و کم خوابی، خشکی بدن را افزایش می ‌دهند. از این رو افراد با مزاج گرم باید در فصل تابستان خواب کافی داشته و میزان فعالیت بدنی خود را کاهش دهند. 

فعالیت های استرس ‌زا را برای افراد با مزاج گرم در ایام گرم سال مُضر است: ‌این افراد باید با نوشیدن مقادیر کافی مایعات، جریان ادرار و گوارشی مناسبی داشته باشند. 

گفتنی است، طب سنتی ایران توصیه هایی برای انواع مزاج ‌ها دارد که از آن جمله می ‌توان به چهار مزاج اصلی گرم و تر، گرم و خشک، سرد و تر و سرد و خشک اشاره کرد که برای حفظ سلامت هر کدام از این مزاج‌ ها در فصول مختلف سال، باید برنامه‌ های خاصی در نظر گرفته شود. 
طبیعت سرد و گرم بدن 
محققانی که در این زمینه تحقیق کرده‌ اند، معتقدند افراد گرم‌ مزاج به مصرف مواد غذایی سرد تمایل دارند و در صورت مصرف غذاهای گرم مثل شکلات، عسل و خرما، دچار التهاب و گر گرفتگی می ‌شوند و همچنین افرادی که سرد مزاج هستند، با مصرف غذاهای سرد مثل ماست و ترشی دچار ناراحتی‌ هایی نظیر درد استخوان‌ ها یا ضعف و بی‌ حالی می ‌شوند. 
بر این اساس است که توصیه می ‌شود افرادی که طبیعت گرم صفراوی یا دموی دارند، غذاهای سرد مصرف کنند تا گرمی آنان تعدیل شود و افرادی که طبع سرد بلغمی یا سوداوی دارند، غذاهای گرم مصرف کنند و یا با مخلوط غذاهای سرد و گرم، اثر سردی و گرمی خنثی شود. 

سردی و گرمی که در طب جدید با عنوان غذاهای کم کالری و پُر کالری نام برده می ‌شود، واقعیت غیر قابل انکار است و به عقیده محققان، در صورت پیروی از الگوهای صحیح، افراد از مصرف مواد غذایی مختلف بهره ‌مند خواهند شد. 
برخی افراد طبع سرد و برخی دیگر طبع گرم دارند،: هر فرد به صورت تجربی قادر است تا طبیعت خود را شناسایی کند تا بر این اساس، از ناهماهنگی بین مواد غذایی و عوارض حاصل از آن پیشگیری کند. همان طور که گفته شد، افرادی که طبیعت گرم دارند، تحمل گرما را ندارند و به مصرف مواد غذایی خنک و سرد تمایل دارند، زیرا این گونه مواد غذایی انرژی کمتری دارد اما افرادی که طبیعت سرد دارند، سرمایی هستند، آب و هوا و مواد غذایی گرم برای آنان مناسب ‌تر است و تمایل آنان به مصرف مواد غذایی گرم و پُر انرژی است. اساتید طب سنتی در خصوص علت بروز این پدیده در افراد، معتقد هستند مزاج افراد یا مادرزادی و یا اکتسابی است. 
صفات مادرزادی مزاج انسان، حاصل ترکیب صفات کیفیتی مزاج والدین و تأثیر محیط در دوران رشد جنینی است. به معنای عام و کلی شامل محیط جغرافیایی و شرایط اقلیمی، تغذیه، میزان خواب و بیداری و فعالیت و استراحت مادر و رویدادهای روانی مادر و... است. 
نوع طبیعت افراد وراثتی است،: با توجه به این که در فلسفه طب سنتی، گرمی و سردی کیفیت ‌های فاعله هستند، باید آن ها را در فرآیند توارث ژنی، صفات غالب بدانیم. بنابراین مزاج فرزند یک زوج که هر دو مزاج گرم دارند، حتماً گرم خواهد بود و تنها در صورتی مزاج فرزند آن ها سرد خواهد شد که مادر در دوران بارداری به شدت تحت تأثیر عوامل سردی ‌آور قرار داشته و به بیماری ‌های رحم یا مغز و کبد دچار شده باشد. البته ممکن است فردی که گرم مزاج مادرزادی بوده است، در دوران زندگی‌ اش تحت تأثیر شرایط زیستی و یا روحی و روانی و عارضه ‌های دیگر تغییر مزاج دهد و مزاج جدیدی را اکتساب کند. 
از سوی دیگر طبق نظر حکمای طب سنتی ایران، بدن همه موجودات و انسان ها از چهار ماده اصلی ساخته شده است که عبارت هستند از: خاک، آب، هوا و آتش. که هر کدام از این ارکان دارای کیفیت خاص خود می ‌باشد. 
کیفیت خاک را سرد و خشک، آب، سرد و تر، هوا، گرم و تر و آتش را گرم و خشک در نظر بگیریم،: " اگر بدن انسان از مقادیر متناسب خاک، آب، هوا و آتش ترکیب شده باشد، مزاج معتدل به ‌وجود می ‌آید و اگر یکی بر دیگری برتری داشته باشد، مزاج‌ های چهار گانه اصلی که عبارت هستند از مزاج سوداوی، بلغمی، دموی و صفراوی، ایجاد می ‌شوند. " 
" در شخص سوداوی، خشکی، در بلغمی، سردی و تری و در فرد دموی، گرمی و تری و نهایتاً در شخص صفراوی گرمی و خشکی غلبه دارد که این کیفیات یعنی سردی و گرمی و تری و خشکی موجب بروز علائمی در فرد می ‌شود." 
طب جدید در تحقیقات خود در زمینه ریشه ‌های بروز سردی و گرمی در افراد بر تجربه ‌های قدما مهر تأیید زده است، هر چند که تحقیقات در این زمینه اندک است و به گفته دکتر انوشیروانی تبیین دقیق ‌تر این مسائل و وراثتی بودن مزاج افراد نیازمند مطالعات تخصصی ‌تر و گسترده‌ تر است که در صورت ادامه مطالعات و رسیدن به یافته‌ های جدیدتر می‌ تواند در بهبود سلامت نسل نیز کمک ‌کننده باشد. با این حال دکتر مرتضی صفوی، متخصص تغذیه با تأیید این مسئله و تأثیر سردی و گرمی بر روح و جسم انسان می ‌گوید: " برخی افراد طبیعت سرد دارند و با خوردن مواد غذایی سرد مثل ماهی، سردی می‌ کنند که به عبارتی بدن ضعف می‌ کند و دچار سُستی مفاصل، کندی حرکت، خواب ‌آلودگی و یا کم‌ حوصلگی می ‌شود. "
بر اساس برخی از یافته ‌های علمی و تحقیقات متخصصان طب سنتی اساساً این مسئله که برخی از غذاها گرم و برخی از غذاها سرد هستند درست است و بهتر است افراد با تشخیص این که طبع سرد یا طبع گرم دارند، به رعایت اعتدال در مصرف مواد غذایی اهمیت بدهند. 
همان ‌طور که گفته شد در طب ایرانی تئوری بنیادی داریم به نام اخلاط چهار گانه(صفراوی، دموی، بلغمی و سوداوی) که این اخلاط چهار گانه ترکیباتی مایع هستند. 
بر اساس این تئوری غذایی که می ‌خوریم در کبد تغییر ماهیت داده و فعل و انفعالاتی روی آن صورت می ‌گیرد و به چهار شکل در می ‌آید: 
ترکیبی قرمز متمایل به زرد به نام صفرا که به هضم غذا کمک می ‌کند و کارکرد مغزی را افزایش می ‌دهد. 
ترکیب دیگر سرخ‌ رنگ است به نام دم یا خلط خون که اکسیژن و مواد غذایی را به بافت‌ ها و سلول ‌های بدن می ‌رساند. 
ترکیب سوم که بلغم نام دارد، قرمز کم‌ رنگ است و وظیفه تسهیل کار مکانیکی و لغزش مفاصل روی هم و تشکیل بافت عصبی و سلول‌ های مغزی را دارد. 
ترکیب چهارم قرمز و جگری رنگ است که سودا نام دارد و وظیفه طبیعی تحریک اشتها و تشکیل بافت استخوانی را دارد. 
به این ترتیب هر ماده غذایی وقتی وارد بدن می ‌شود، بسته به مزاجش موجب تولید اخلاط چهار گانه می‌ شود و البته یکی را بیشتر تولید می ‌کند. افراد باید مشخص کنند که در کدام یک از مزاج‌ های چهار گانه صفراوی، دموی، بلغمی و سوداوی قرار می‌ گیرند و برای این کار لازم است تا بدانند که علائم هر یک از این مزاج‌ ها چیست و بیشتر علائم کدام یک از این مزاج‌ ها با آن ها تطابق دارد. 
مزاج افراد دموی گرم و تر و رنگ چهره آن ها قرمز و پُرخون است. 
این افراد معمولاً کسل بوده و خواب زیاد و سنگینی دارند و در فصل بهار این حالت برای آنان تشدید می‌ شود. دهان دره، کش و قوس بدن و کشیدن دست‌ها به اطراف جزو حالات آن ها است. این افراد معمولاً خوش ‌اخلاق هستند و خون ریزی از نقاط مستعد مثل بینی و لثه در آنان شایع است. 
اما مزاج بلغمی‌ ها سرد و تر است. 
این افراد چهره سفید دارند و پوست آن ها سرد و نرم و شفاف است. آب زیاد دهان، کمی تشنگی و عطش، نرم بودن گوشت اندام‌ ها، از علائم دیگر افراد بلغمی است. ماست، دوغ و سبزیجات دشمن این افراد است. خوش ‌خوابی،‌ کند فهمی، افت حافظه، کم‌ رنگی ادرار و زبان نرم و پوشیده از بار سفید از دیگر علائم افراد این گروه است که علائم آن ها در زمستان شایع ‌تر است. 
صفراوی مزاج‌ ها دارای مزاج گرم و خشک هستند و سفیدی چشم آنان به زردی می ‌زند. 
دهان، زبان و بینی آنان خشک است و عطش آنان زیاد و اشتهای شان کم است، هنگام لمس، اندام ‌های آن ها گرم است و از هوای خنک لذت می ‌برند. این افراد بیشتر در سن جوانی دچار این مشکلات می‌ شوند و در فصل تابستان مشکلات آن ها شدت پیدا می‌ کند، این افراد باید تعادل در مصرف مواد غذایی را رعایت کنند و مصرف غذاهای پُرکالری و گرم برای آنان مضر است. 
دکتر انوشیروانی نیز در بیان نشانه‌ های طبع سرد و گرم در افراد می ‌گوید:
گرم بودن سطح پوست و احساس گرمی توسط خود فرد، کم‌ چربی بودن بدن، سرخی یا زردی رنگ بدن، برجستگی مفاصل، اتساع و آشکار بودن عروق، زیاد بودن طول و عرض و ارتفاع نبض، سریع و شدید بودن واکنش بدن به خوراکی‌ های دارای طبیعت گرم، سرعت در حرکات، تندی بوی ادرار و عرق بدن، بیداری زیاد، زود خشمی، شجاعت، پُرحرفی و تند و پیوسته سخن گفتن، از جمله نشانه‌ های عام فرد گرم مزاج تندرست است. 
سرد بودن سطح پوست و احساس سردی توسط خود فرد، چربی‌ دار بودن بدن، سفیدی رنگ بدن، پنهان بودن مفاصل و باریکی عروق، کم بودن طول و عرض و ارتفاع نبض و سریع و شدید بودن واکنش بدن به غذاهایی که طبیعت سرد دارند، کندی در حرکات و خونسردی و دیر خشم بودن از علائم عام فرد سرد مزاج تندرست است که در هر دو گروه این نشانه‌ ها علل دیگری نیز دارد و افراد نباید آن ها را نشانه‌ های قطعی و یک سویه بدانند و تغییر دقیق این نشانه ‌ها و علائم جسمی و روحی بر عهده پزشک طب سنتی است.
اما افراد با رعایت نکاتی می‌ توانند از نشانه‌ های سرد و گرمی که در بدن آن ها بروز می ‌کند، جلوگیری کنند، هرچند به گفته دکتر انوشیروانی، باید به این نکته توجه داشت که ویژگی‌ های رفتاری، دلالت مطلق بر نوع مزاج ندارند، زیرا در اثر تربیت و محیط فرهنگی و شرایط گوناگون دیگر، تحت تأثیر قرار می‌ گیرند و دیگر این که نشانه ‌های گرمی و سردی تا زمانی که فرد افعال و اعمال روزانه ‌اش را به درستی و بدون اختلال و نقصان انجام می‌ دهد، بر بیماری دلالت نمی ‌کند و به بیان دیگر ویژگی‌ های یاد شده اقتضای مزاج طبیعی فرد هستند و نیازی به درمان طبی ندارند. اگر چه تدبیر غذایی و سایر تدابیر برای پیشگیری از افراط این نشانه‌ ها لازم است. 
گرم مزاج و سرد مزاج‌ ها چه نکاتی را باید رعایت کنند؟ 
دکتر رضایی‌ زاده درباره این که افراد گرم ‌مزاج یا سرد مزاج چه نکاتی را باید رعایت کنند، می ‌گوید: 
* افرادی که مزاج گرم و خشک دارند باید از هوای تازه و خنک بهره ‌مند شوند و در رژیم غذایی خود از آب و مایعات ، میوه و سبزیجات تازه مثل کاهو و اسفناج استفاده کنند و از نوشیدن بیش از اندازه چای و قهوه خودداری کنند. این افراد همچنین باید مصرف غذاهای گرم و خشک را به خصوص در هوای گرم کاهش دهند.
* به گفته ی وی افرادی که مزاج گرم و تر دارند باید از مقادیر مساوی میوه‌ جات یا سبزیجات و گوشت استفاده کنند، غذاهای دریایی نیز برای این افراد مفید است. همچنین این افراد باید از غذاهایی با فیبر بالا استفاده کنند تا اجابت مزاج طبیعی داشته باشند و افرادی که دارای مزاج سرد و تر هستند حتی ‌المقدور باید روزانه فقط 2 وعده غذا میل کنند، زیرا توانایی دستگاه گوارش افراد سرد و تر کم است و لازم است حداقل حدود 10 تا 12 ساعت بین دو وعده غذایی ‌شان فاصله بیفتد. اگر در بین وعده‌ های غذایی احساس گرسنگی کردند مقدار کمی میوه مانند سیب، گلابی و یا سالاد همراه با مقدار مناسب از روغن زیتون یا پودر آویشن میل کنند. غذای این افراد باید سرشار از پروتئین و فیبر (تخم‌ مرغ ، گوشت، میگو و جگر) باشد و در زمستان و شب‌ ها در مصرف غذاهای سردی ‌بخش احتیاط کنند.
* به گفته وی افراد دارای مزاج سرد و خشک باید از مایعات به اندازه کافی استفاده کنند و هر روز یک لیوان آب سیب یا آب هویج میل کنند و از مصرف غذاهای یخ ‌زده ، کهنه و کنسرو شده خودداری کنند. این افراد باید مصرف مواد سرد و خشک را کاهش دهند. البته مصرف زیاد مواد گرمی ‌بخش قوی مانند فلفل، سیر، پیاز، زنجبیل و... نیز برای این افراد مناسب نیست.
در مجموع باید گفت رعایت سردی و گرمی غذاها برای افراد با توجه به طبع سرد یا گرم ‌شان اهمیت دارد. 
افراد باید توجه کنند گوشت گوسفند، گندم ، خرما، عسل، مغزها مانند گردو، پسته، بادام، فندق و بادام زمینی ، شیره انگور ، هویج، انجیر، دارچین، زنجبیل، زعفران، بابونه و نعناع از جمله غذاهای گرم به حساب می ‌آیند و گوشت گاو و ماهی، جو، ماست، دوغ، انار، آلو ، خیار، گوجه فرنگی ، هندوانه، باقلا، غوره، کدو، نارنج، لیمو و سماق غذاهای سرد محسوب می ‌شوند. 
اما به گفته دکتر انوشیروانی لازم است تا درجه گرمی و سردی درخوراکی‌ ها یکسان نباشد و دوم این که برای توصیه یا پرهیز دادن از خوراکی‌ ها عوامل دیگری مانند مزاج شخصی، اقلیم زیستی و محل زندگی او، همچنین سن و جنسیت و شغل و عادات او نیز دخالت دارند. به خصوص در زمانی که عارضه یا مشکلی برای افراد پیش نیامده است، افراط در مصرف یا سختگیری غیر منطقی در پرهیز از خوراکی‌ های پاکیزه و سالم، ناروا و نادرست است.



برچسب ها: مزاج ها ، انواع مزاج ، توصیه برای انواع مزاج ، توصیه هایی برای انواع مزاج ‌ها ، طب سنتی ،
آخرین ویرایش: - -

راه های خانگی برای تقویت مو

نویسنده : Mohammad Mardani شنبه 7 آبان 1390 06:27 ب.ظ  •    ارسال شده در: دانستنی ها طب سنتی

تقویت مو

 

از آن جا که به مراقبت و زیبایی مو اهمیت زیادی داده می شود در این مطلب به چند نکته برای داشتن موهای زیبا ، سالم و براق اشاره خواهیم کرد.

 

با توجه به این که مو یک بافت مرده به حساب می آید، برای نظافت و نگهداری از آن وقت، انرژی و پول زیادی صرف می شود. به گزارش سایت «MSN» مو علاوه بر زیبایی بخشیدن ارزش بیولوژیکی دیگری نیز دارد. مو سر را گرم نگه می دارد و به تنظیم دمای بدن نیز کمک می کند. مو مانند ناخن بخشی از پوست را تشکیل می دهد و بیشتر از پروتئین تشکیل شده است

 

روزی یک تا ۳ بار، ۲۵۰ میلی گرم عصاره گل گاوزبان، دانه کتان و یا پامچال بخورید. همه این روغن ها غنی از اسیدچرب امگا۳ مانند اسید gamma-linolenic که برای مرطوب نگه داشتن مو و ناخن ها عالی است.

 

اگر می خواهید موهایتان روشن تر به نظر برسد قبل از قرار گرفتن در معرض نور خورشید کمی آبلیمو به موهای خود بمالید.

 

پس از هر بار دوش گرفتن، مقدار موی ریخته شده را کنترل کنید به طور معمول، از ۸۰ تا ۱۲۰ هزار تار مویی که داریم روزی ۵۰ تا ۲۰۰ تار می ریزد. اگر مقدار موی ریخته شده بیشتر بود، به پزشک مراجعه کنید. احتمال دارد که شروع عفونت پوست سر و کچلی باشد و در موارد نادری نیز می تواند کمبود ماده مغذی دلیل ریزش مو باشد.

 

یک آواکادوی رسیده و له شده را با یک عدد تخم مرغ مخلوط کنید و به موهای خیس بمالید. این میوه غنی از ویتامین، اسید چرب طبیعی و ماده معدنی است که درخشش مو را برمی گرداند. بگذارید این مخلوط حداقل ۲۰ دقیقه روی موها بماند و سپس چند بار بشویید. برای موهای آسیب دیده، هفته ای یک بار و برای موهای سالم ماهی یک بار این کار را تکرار کنید.

 

قبل از مصرف ژل مو، چند قطره عطر محبوب خود را به آن اضافه کنید تا موهای شما خوشبو نیز شود.

 

می توانید با افزودن ۲۰ قطره طبیعی روغن استوقدوس در ۲۳۶ میلی لیتر در شامپوی رقیق شده در ۱۱۸ میلی لیتر آب شامپوی گیاهی درست کنید.

 

برای ایجاد تعادل در میزان PH پوست سر یک سهم سرکه سیب را با ۲ سهم آب ولرم مخلوط و استفاده کنید تا رنگ قرمز موی شما آشکار شود. مخلوط سرکه را به خوبی به مو و پوست سر ماساژ دهید و بگذارید خشک شود و سپس طبق معمول شست وشو دهید.

 

برای تقویت پروتئین مو، یک عدد تخم مرغ را با کمی شامپو مخلوط کنید و برای ۵ دقیقه ماساژ دهید و سپس خوب بشویید.

 

به موهای خود روغن های گیاهی بمالید. روغن زیتون، بادام شیرین و جوجوبا، برای موها بسیار مفید است. برای موهای ضخیم روغن نارگیل مناسب است. موها را کمی نمناک کنید و سپس کاملا با روغن بپوشانید. کلاه پلاستیکی و سپس حوله گرم را برای نیم ساعت روی موها قرار دهید و طبق روال معمول با شامپو بشویید.

 

برای جلوگیری از موخوره، برای چند دقیقه به آرامی حوله را دور موهای خیس قرار دهید تا رطوبت جذب شود.

 

موهای سفید را که نسبت به رنگ های دیگر سریع تر کدر، خشک و کثیف می شود، هر روز با شامپو بشویید.

 

بین هر دفعه رنگ زدن مو حداقل ۴ هفته و بین هر های لایت و یا لولایت حداقل ۸ هفته فاصله بگذارید.

 

برای تقویت کردن موهای شکننده چند قطره روغن چوب صندل را با چند قطره روغن زیتون و جوجوبا به موها بمالید.

 

برای جلوگیری از خشک شدن مو به خصوص در فصل سرما دستگاه بخور در اتاق خواب قرار دهید.


برای کاهش آسیب به مو، تنها ۹۰ درصد رطوبت مو را خشک کنید. بعضی افراد بر این تصورند که موهای خیس را باید کاملا با سشوار خشک کرد.

 

اگر موهای خود را به شکل دم اسبی جمع می کنید، بهتر است روزی چند ساعت موها را آزاد بگذارید. سعی کنید موها را محکم پشت سر جمع نکنید.

 

تقویت کننده ساده مو را در منزل تهیه کنید. برای داشتن موهای نرم و براق، سس مایونز به موها بمالید و پس از یک ساعت بشویید.۵۶ گرم روغن زیتون، ۵۶ گرم ژل آلوورا را با ۶ قطره روغن رزماری و ۶ قطره روغن چوب صندل مخلوط و استفاده کنید.



آخرین ویرایش: - -

خواص زعفران

نویسنده : Mohammad Mardani سه شنبه 3 آبان 1390 06:52 ب.ظ  •    ارسال شده در: طب سنتی

نام علمی گیاه:Crocus Sativus L.   
نام تیره:Iridacea                                      
نام معمول:Saffron  
محل رویش: این گیاه بومی هند، بالكان و بخش شرقی مدیترانه می باشد. 

در هند، اسپانیا، فرانسه، ایتالیا و خاورمیانه كاشته می شود.
فراورده: بخشی از گیاه كه امروزه استفاده می شود، كلاله قرمزرنگ این گیاه است.
تركیبات شیمیایی: كلاله زعفران حاوی مقادیری ریبوفلاوین و ویتامین می باشد.

 رنگ قرمز مایل به نارنجی كلاله مربوط به كروسین است.
زعفران تا 4 % حاوی تركیبات پیكروكروسین است   كه باعث طعم تلخ زعفران می شود. بوی خاص زعفران بعلت وجود روغن فرار سافرانال می باشد. همچنین حاوی مقادیری اسید چرب و نشاسته است.

برای مشاهده ادامه پست به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.
كاربرد درمانی:
- موارد اثبات نشده:
در طب سنتی از زعفران برای تحریك سیستم گوارشی استفاده می شود.
در طب چینی برای درمان هموراژی و آمنوره كاربرد دارد.
در طب هندی در درمان برونشیت، گلودرد، سردرد و تب بكار می رود.
در مورد اثرات زعفران به این نكته اشاره شده است كه در مقادیر

 كم باعث تحریك ترشح شیره معدی  و در مقادیر زیاد باعث تحریك عضلات صاف   رحم می گردد. 
- موارد تحقیقاتی: 
در آمریكا استفاده از كروسین در درمان پاپیلومای پوست، هیپرتا نسیون و ادم مغزی پیشنهاد شده است. همچنین در تحقیقات آزمایشگاهی عصاره غلیظ زعفران با مهار سنتز اسیدنوكلئیك، رشد سلولهای تومور را كاهش می دهد.
در آلمان مصرف مخلوط اپیوم + كینین + زعفران در جلوگیری از انزال زودرس و مخلوط اسید سالسیلیك با عصاره آبی پیاز زعفران برای رویش مو در طاسی پیشنهاد شده است.
زعفران بصورت آزمایشی در درمان بیماری آترواسكلروز هم استفاده شده است. 
ممكن است با ایجاد هیپوكسی در دیواره عروق شروع شود. علت هیپوكسی كاهش سرعت دیفوزیون اكسیژن از گلبول های قرمز ذكر شده است. كروسین موجود در كلاله زعفران تا 80% دیفوزیون اكسیژن را زیاد می كند و از جمله تركیباتی است كه در درمان آترواسكلروز مفید بوده است.
مدارك اپیدمیولوژی كاهش شیوع بیماری كاردیوواسكولار در مناطقی از اسپانیا را تقریبا وابسته به مصرف روزانه زعفران می داند.
موارد مصرف آزمایشی ذكر شده در مورد تجویز تزریقی زعفران در حیوانات است. بنابراین نمی توان با اطمینان گفت كه مصرف خوراكی زعفران در انسان هم همین اثرات را دارد.
عوارض: تاكنون هیچ گونه عارضه جانبی خطرناك ناشی از مصرف بجای مقادیردرمانی گیاه مزبور شناسایی نشده است.
سمیت: مسمومیت های كشنده با مصرف مقادیر زیاد و یا به دلیل سوء استفاده بعنوان داروی سقط جنین به وقوع می پیوندد (20_12 گرم مقدار   كشنده ). 
برادیكاردی، استفراغ، خونریزی رحم، اسهال خونی،  ادرار خونی، پورپورای شدید، زردی پوست، فلج مركزی و قولنج روده با مصرف مقادیر زیاد زعفران مشاهده شده است .                              
درمان مسمومیت: تخلیه معده و روده ( شستشوی معده و تجویز سدیم سولفات ) و مصرف زغال فعال ضروری است. از دیازپام برای درمان تشنج و از آتروپین برای مداوای قولنج استفاده می شود. جهت درمان اسیدوز احتمالی سدیم بی كربنات تزریق     می گردد. ممكن است به لوله گذاری و تنفس اكسیژن هم نیاز باشد.
مصرف در بارداری: در دوران بارداری  مصرفش   ممنوع است.
نگهداری: این گیاه را باید دور از نور و در ظروفی كه مانع ورود هوا می شود نگهداری كرد.



برچسب ها: زعفران ، ادویه زعفران ، زعفران ارزشمندترین ادویه جهان ، ارزشمندترین ادویه جهان ، خواص ادویه جات ، خواص زعفران ،
آخرین ویرایش: - -

اخلاط

نویسنده : Mohammad Mardani سه شنبه 3 آبان 1390 06:50 ب.ظ  •    ارسال شده در: طب سنتی

در بدن انسان 4 نوع ماده وجود دارد که این 4 نوع ماده را ما خلط می گوییم ( تعریف جدیدتر).
(تعریف قدیم‌تر) عبارتست از اخلاط جمع کلمه خلط است و خلط به معنای ماده‌ای است که در مرحله دوم عناصر است، یعنی اخلاط از ترکیب عناصر بوجود می آید و اعضاء از ترکیب اخلاط بوجود می‌آید. خلط مایع روانی است که در بدن انسان وجود دارد و از تبدیل شدن غذا بوجود آمده است. در این نظریه چهار خلط را معادل چهارعنصر گرفته‌اند: یعنی صفرا را به آتش ، دم را به هوا، بلغم را به آب و سودا را به خاک نسبت می‌دهند. هر کدام از اینها هم همان طبع چهارعنصر را دارد یعنی صفرا گرم و خشک، دم گرم و تر، بلغم سرد و تر و سودا  سرد و خشک است.

به عقیدة حكما هر چیزی دارای مزاج است حتی بوعلی سینا می‌گوید که دستگاههای موسیقی دارای طبایع هستند و می‌گوید مثلاً برای كسی كه بیمار است در چه ساعتی، چه آهنگ و یا چه دستگاه اجرا شود، در كتب قدیمی مذكور است كه برای بیمار تب‌دار، در ایام باهور (زمانی كه حرارت بدن به اوج می‌رسد و در روزهای 3 ـ 5 ـ 7 ـ 9 ـ 11 ـ 13 ماه)، نواختن نی در دستگاه مجاز می‌تواند مفید باشد. 
برای مشاهده ادامه این پست به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.
باید دانست كه حتی حروف الفبا هم طبع دارند. 
سئوال : پوشیدن لباسها با رنگهای خاص چه تأثیری بر بدن دارد؟ مثلاً در عزاداریها چرا لباس سیاه می پوشیم؟ چون جاذب سودا از بدن است یعنی سودا را از بدن بیرون می کشد، لباسهای زیر خانمها را معمولاً قرمز درست می کنند جاذب خون به طرف بیرون بدن است و به خصوص در ایام پریود تأثیردارد. در یرقانی‌ها می گویند لباس زرد بپوشانید چون جاذب زردی به طرف بیرون بدنشان است. رعایت این رنگها حتی در روایات هم اشاره شده است مثلاً در روایات آمده كه پوشیدن لباس مشکی کراهت دارد، چون حالتهای غم و اندوه را ظاهر می کند، لباس قرمز پوشیدن هم نهی شده است و پیامبر می فرماید: الحمراء زینة الشیطان یعنی رنگ قرمز زینت شیطان است، البته سیاه پوشیدن در عبا و عمامه مشكلی ندارد، برعكس لباس سفید بسیار بسیار تأكیدذ شده است و بسیار حالت آرامش ایجاد می‌كند و مفید است و نشاط‌آور است و حالت بی‌طرفی دارد.
كفش زرد هم خیلی سفارش شده است. 
حتی به شكل لیوان آب هم اشاره شده. 
مثلاً لیوان سرش گشاد باشد، ته‌اش باریک باشد تا شخص احساس کند آب زیادی می‌خورد ولی کم می‌خورد. در بحث نگین های انگشتر ، فیروزه را نشاط آور و شادی آور می‌دانند، یاقوت را می گویند که ایجاد وقار می کند. 
مواردیکه در کتابهای طب سنتی برای ما مهم است اینست كه: گیاهان 3 صورت دارند. 
1ـ یك صورت زنده یا بیابانی دارند، 
2ـ یک صورت تجاری یا بازاری دارند،
3ـ یك صورت علمی دارند. صورت بیابانی یعنی صورتیكه گیاه در محل كشت دارد و آنچه كه ما احتیاج داریم اینست كه بدانیم صورت عملی گیاه چگونه است یعنی: 
1ـ طبع گیاه؟ (سرد یا گرم است، تر یا خشك است)، 2ـ خواص گیاه، 3ـ مضرات گیاه و به چه كسانی ضرر می‌زند؟، 4ـ بدل گیاه یعنی اگر گیاه در دسترس نبود، در آن صورت داروی مشابه‌اش چیست؟، 5ـ مقدار مصرف آن را بدانیم، 6ـ مصلح گیاه یعنی همراه چه چیزی مصرف شود تا عوارض آنرا بگیرد و اصلاحش كند. 
درمورد صورت بازاری گیاه ینز باید گفت كه: فرض کنید چوب عود را می‌دهند دست شما، شما با دانستن صورت بازاری (كه دانستن آن لازم است) فرق گیاه اصلی یا گیاه تقلبی را مشخص می‌كنید. البته با بسته‌بندی و مشخص كردن گیاهان دارویی چه بصورت خشك و چه به صورت فرآورده‌هایش فرد مطمئن می‌شود كه صورت تجاری تقلبی نیست و تاریخ تهیه و تولید و تاریخ انقضاء را هم رویش می‌نویسند . 
اگر كسی بخواهد عصاره كرفس بخورد همراهش یا بعد از آن چه چیزی بدهیم تا سردرد نشود ما چه كار كنیم یعنی چه چیزی آن را اصلاح می کند، که همراهش بخوریم یا بعد از آن که آن ضرر را ایجاد کرد مصرف کنیم تا از بین بروود . پس صورت  عامیش را صد درصد باید بدانیم . صورت بازاریش را اگر بسته بندی نیست لازم است بدانیم ولی اگر بسته بندی یا فرآورده است ما دیگر به آن شرکت اعتماد می کنیم ولی صورت بازاری آنهایی را که بسته بندی نیست را لازم است بدانیم مثلاً خاک شیر، اسفرزه، بارهنگ، صورت زنده گیاه را ذخیره خوارزمشاهی می گوید . من نه فرصت داشتم و نه امکانات که بتوانم بروم در محیط اطراف خودم و همه اشان را بشناسم . برای پزشک هم هیچ اشکالی وارد نمی‌شود که اگر صورت زنده گیاهان را نداند و لزومی ندارد از فردا بلند شوید و یکی یکی باغهای گیاهی را بگردید که مثلاً کالاندولا یا گل همیشه بهار چه شکلی است . کافی است فقط بدانی که آنچه در بازار هستن کالاندولا هست یا نیست؟ یا لاواندایا اسطوقدوس هست یا نیست؟ یا ملیس ، ملیس طبی است یا نیست؟ و سایر اطلاعات در مورد آنها کار گیاه شناسی است و چیزی که در مورد300 گیاه باید در بیاورید این است و از مجموع کتاب گیاه شناسی قدیم ، کتاب مخزن الدویه که برای عقیلی خراسانی است و کتاب معارف گیاهی مجموع 300 گیاه دارویی و فردات که ممکن است گیاه باشد یا معدنی باشد یا حیوانی باشد را باید بررسی کنیم . البته شما باید بررسی کنید که هم وقت کمتری گرفته شود و هم شما وارد موضوع شوید چون در مراحل بعدی چه بیماریها، چه داروهای ترکیبی لازمه اش این است که شما اینها یعنی این مفردات را بدانید . منظور ما خواص کلی آنهاست و باید حفظ شوید و چاره ای ندارید اگر می‌خواهید درمان کنید و طبابت کنید مثلاً اگر گفت اسفرزه ، باید بدانید که اسفرزه سرد است ، جذب مایعات و صفرا از روده ها می کند، لینت طبع ایجاد می کند، زیاد خوردنش موجب سردی کبد می‌شود، دفع مضرتش این است که با سکنجبین خورده شود ، بدلش هم می‌تواند تخم ریحان باشد. این دو سطر را باید حفظ باشید یا مثلاً ریحان ، خاصیتش این است که گرم است، موسیلاژ دارد یعنی تخمش لعاب می بندد پس می‌تواند جذب مایعات درون روده ها را بکند، لینت مزاج آرد، نشاط آور است ، ضرر آنچنانی برایش نگفته اند مگر بر گرم مزاجها و مصلحش این است که با آبلیمو یا سنکنجبین خورده شود. یا مثلاً فردی گفت حنظل، فوری در ذهن شما بیاید که گرم و خشک است ، خاصیتش این است که اسهال ایجاد میکند، قندخون را پایین می آورد، مضرتش این است که خوردن بیش از 100 میلی گرم آن می‌تواند سحج روده ایجاد کند و خونریزی روده بدهد مصلحش این است که با چیزهای موسیلاژدار خورده شود بدلش چیزهایی مثل سوقمونیا می‌تواند باشد . این دو سطر را باید حفظ باشید.
اخلاط : 
خون : در لغت به معنای مایع سرخرنگ و سیالی است که در بدن انسان و مهره داران جریان دارد اما در اصطلاح اطباء به دو چیز گفته می‌شود اول به همان مایع سرخرنگ گفته می‌شود و دوم به یکی از اخلاط اربعه خون گفته می‌شود ، طبع خون گرم و مرطوب است، به منزله هواست نسبت به عناصر، خون طبیعی چهار صفت دارد: اول اینکه سرخ خالص باشد به رنگ کبد دوم اینکه بد بو نباشد سوم اینکه طعم خون به صورت طبیعی باید شیرین باشد چهارم آنکه باید در غلظت و رقت باید اعتدال داشته باشد نه زیاد غلیظ باشد و نه زیاد رقیق باشد. اگر یکی از این حالتها از حالت طبیعی خارج شد نشان دهنده این است که خون غیر طبیعی در بدن است البته در این موارد خون حجامت ملاك مناسبی نیست. اگر خواستید از روی خون بیماری را تشخیص دهید باید خون را بدون محجمه، شرط بزنید. (تیغ را شرط می گویند) یعنی بدون لیوان گذاشتن و بدون مکش تیغ بزنید و خون بیرون بیاید آن خون می‌تواند نشانه‌ای از اخلاط بدن باشد والا با گذاشتن لیوان بادكش،  خون زیر لیوان لخته می‌شود. قبلاً یکی از راههای تشخیص بیماری خون بوده است.

صفرا : 
گرم و خشک است، به آتش تشبیه اش کرده اند و جایگاه اصلی اش کیسه صفراست که به کبد چسبیده است ، یک مقدارش به مصرف بدن می رسد، صفرای طبیعی 5 صفت دارد. اول اینکه رنگش سرخ مایل به زردی است ( حالت نارنجی رنگ) دوم اینکه سبک باشد و گسسته باشد و به همدیگر سفت و چسبیده نباشد، سوم اینکه طعمش تلخ است، چهارم اینکه نباید بیش از حد تندو برنده باشد و پنجم اینکه رقیق باشد. صفرای غیر طبیعی چند نوع دارد : 1- که به  آن مره صفرا می گویند، صفرایی است که با بلغم رقیق مخلوط شده باشد و اکثر اوقاتی که قی صفراوی ایجاد می‌شود همین نوع صفراست که دفع می‌شود  2- صفرای محیه یا زرده تخم مرغی که صفرایی است که با بلغم غلیظ مخلوط شده باشد  3- صفرای محترقه، صفرایی است که با سودای سوخته مخلوط شده باشد. منظور از احتراق یک خلط در بدن ، سوخته شدن ظاهری آن نیست بلکه سوخت و ساز صورت گرفته است یعنی  فعل و انفعالی در آن انجام شده و موجب شده یک قسمت از آن تبخیر شود و یک قسمت از آن بماند و حالت سوخته باقی بماند. 
سوخت و ساز یا ناشی از یك فعل و انفعال شیمیایی می‌باشد یا ماده‌ای اضافه شده و باعث آن شده است این حالت را احتراق می‌گویند. در اینجا هم منظور از صفرای محترقه، صفرای سوخته شده است یعنی صفرا با سودای سوخته شده مخلوط شده است و یك شكل جدید را ایجاد كرده است اما رنگش تغییر نكرده است.
صفرای محترقه دو قسم است: اول صفرای محترقه کراثی: (کراث یعنی تره سبزی)، به رنگ تره سبزی است، گاهی اوقات در معده ایجاد می‌شود و از صفرای طبیعی گرم تر است، دل پیچه ها و دل دردهایی که بعدش استفراغ سبز است از این نوع است و معمولاً هم تشخیصش نمی‌دهند، بهترین چیز برای اینها مربای پوست هندوانه است البته به شرط اینکه مربایش را با عسل درست کنند. دوم صفرای محترقه زنگاری یا زنجاری: (کات کبود را زنگار یا زنجار می‌گویند كه به اكسید مس یا سولفات مس اطلاق می‌شود وقتی درون ظرف مسی ماست بریزید بعد از مدتی می‌بینید دورش یک سبزی تیره ای تشکیل می‌شود، رنگ این نوع صفرا را شبیه این اکسید مس می‌دانند و از صفرای محترقه کراثی تندتر است. گزشش هم زیادتر است، این صفرا گرمترین نوع صفراست و نزدیک به سموم است یعنی دیگر حالت سم به خودش می گیرد. افرادیکه دچار مشکلات کبدی شدید می‌شوند و قی‌های پررنگ سبز می کنند که  بندرت هم ممکن است پیش بیاید و تقریباً مصادف با از کار افتادن کبد است. این نوع صفرا را معمولاً در موارد دیگری نمی‌توان دید.

بلغم : 
مایعی است سفید رنگ که صلاحیت تبدیل شدن به خون را دارد یا خونی است که هنوز تکامل پیدا نکرده است. بلغم طبیعی دو صفت دارد یک اینکه مقداری شیرین است و دیگر اینکه قوامش از قوام خون زیادتر است. بلغم غیر طبیعی، بلغمی است که نتواند به خون تبدیل شود، برخی افرادیکه کم خونی دارند یکی از مشکلاتشان همین است یعنی تبدیل به خون شدن در اینها مشکل است. کم‌خونی یا فقرالدم را در یونانی اطروقیا می گویند. کم خونی دو حالت دارد حالت اول در افراد لاغر اندام ایجاد می‌شود دوم فرد چاق و فربه است و بدن سفید دارد ولی صورت  زرد و بی رنگ است که در این افراد یا گروه دوم علتش این است که بلغم نتوانسته است به خون تبدیل شود یعنی بعلت سردی یا نارسایی کبدی که داشته نتوانسته کارش را خوب انجام دهد و مراحل هضم کبدی و عروقی مشکل داشته است. 
بلغم غیر طبیعی چند قسم است : 1- با کمی‌خون آمیخته شده ولی کاملاً بصورت خون نتوانسته است در بیاید.2- بلغم شور : بلغمی که با صفرا آمیخته شده و فقط شور شده ولی رنگش تغییر پیدا نکرده است .3- بلغم ترش یا حامض : از بلغم طبیعی سردتر است و علت ترشی آن دو چیز است یا با سودا مخلوط شده است و یا اینکه ترش شدنش علت شیمیایی  در داخل خود بدن دارد یعنی همانطور كه آبمیوه وقتی بماند ترش می‌شود آن بلغم هم خود به خود حالت ترشی به خودش گرفته است.4- بلغم گس یا عفص : ( عفص دو معنی دارد گیاه شناسی به مازو عفص می گوئیم در اصطلاح طب عفص یعنی گس یعنی چیزی که دهان را هم می کشد یا گس است. بلغم گس از بدترین و فشرده ترین نوع بلغمهاست و دو تا علت دارد یا بلغم با مقداری سودای خام مخلوط شده و حالت گسی به خودش گرفته است و یا اینکه * سردی بیش از حد بر بدن مستولی شده و این بلغم را منجمدش کرده است. در افرادیکه چاق و بلغمی هستند اما یک حالت سوداوی دارند در آنها ایجاد می‌شود ما آنها را بلغمی - سوداوی نمی گوییم بلکه اینها را می گوییم بلغم عفص یا گس بر بدنش مستولی شده است. گفتن مثلاً بلغمی- سوداوی- صفراوی غلط است بلکه یک خلط غلبه کرده است و آن را باید بشناسیم . یکی از اشتباهات اینجا پیش می آید که بلغم حالت سودا به خودش گرفته است یعنی تیپ فرد، تیپ فرد بلغمی است یعنی چاق است ولی می‌بینیم رنگ صورت  دارد تیره می‌شود، پوست صورت زمخت می‌شود و افکار پریشان به او روی می آورد، این حالت ، حالتی است که بلغم دارد شکل سودا را به خود می گیرد، که این بلغم عفص یا گس می گوییم . 5- بلغم تفه یا بی مزه یا فج = خام که این را بلغم آبی یا مائی هم می گویند . این بلغم هنوز نتوانسته است حتی حالت اولیه بلغم را به خودش بگیرد یعنی خیلی بیش از حد رقیق است یا خام و نپخته است. ما از دیدگاه دیگری هم بلغم را بررسی می کنیم از نظر رقت و غلظت : رقیقترین نوع بلغم را همین بلغم مائی یا آبی می گویند و غلیظترین نوع بلغم را بلغم جسی یا گچی یا آبگینه ای یا زجاجی می گویند که مثل شیشه به این حالت در می آید. مثلاً حالت رشد غضروف و استخوان را ( بعضی جاها) نوع بلغم جسی یا گچی می‌دانند (زجاج: شیشه ، آبگینه / جس : گچ) این بلغم به دلیل غلظت بیش از حدش ، بعضی جاها متراکم می‌شود و مثلاً حالت متراکمش  غضروف یا بعضی استخوانها می‌شود که حالت رشد را نشان می‌دهد، این نوع بلغم همان است که در کلیه می‌تواند ایجاد سنگ سازی کند یعنی بلغم ها به مرور زمان اطراف هم جمع می شوند در کالیس های میانی و تحتانی و شخص دچار سنگ کلیه می‌شود. اگر در مزاجها دقت کنید افراد بلغمی‌بیشترین افرادی هستند که سنگ کلیه می گیرند شاید 80% افرادی که سنگ کلیه می گیرند افراد چاق و فربه هستند، صفراویها به ندرت دچار سنگ می شوند چون از کارهای صفرا برندگی است و مجاری را باز می کند و نمی گذارد سنگ درونش ایجاد شود مگر اینکه صفرا به شدت سرد شود و سردیش موجب تشکیل سنگ شود و سنگی که در کیسه صفراست از جنس کلسترول است. کلسترول از كلمة کل و استرول تشکیل شده است و لغت یونانی است . کل یعنی صفرا، استرول یعنی جامد . پس کلسترول یعنی صفرای جامد .چرا صفرا جمودت پیدا کرده است مثل آبی که یخ زده و برای از بین بردن جمودت آن باید آن را گرم کنیم . برای از بین بردن کلسترول باید به شخص گرمی بدهیم مثلاً آب عسل را در ساعت مشخصی به فرد بدهیم گرمی بدن را بالا می برد ولی بالا بردن گرما به تنهایی کافی نیست بلکه همراهش باید چیزی بدهیم که بتواند تقطیع ایجاد کند یعنی برندگی سركه همراه با حالت گرم كردن عسل را دارد.
در سنگهای کیسه صفرایی که از سردی صفرا منجمد شده است می‌توان آنچه را برای کلیه استفاده می کنیم اینجا مصرف نمائیم و تقطیع کردن آن را با مفتت‌ها یعنی پوساننده‌ها انجام می‌دهند (فتت:پوساندن) که درواقع همان سنگ‌شكن می‌باشد. (مفتت : پوساننده یا شکننده) ما سنگهای مختلفی به غیر از سنگهای کیسه صفرا، کلیه، مثانه، مجاری ادراری می‌توانیم داشته باشیم مثل سنگهایی که در غدد لعابی بوجود می‌آید و زیاد هم دیده می‌شود یا سنگهایی که در مفاصل، غدد اشکی و یا هرجایی که مجرایی باشد و رطوباتی بخواهد عبور کند اینها می‌توانند دور هم تجمع کرده وایجاد سنگ بکند. سنگ مفاصل هم چند مورد دیده شده است، آیا این مورد در پزشکی جدید مطرح گردیده است؟ البته با نقرس تفاوت دارد چون در نقرس بلوره می بندد، ولی اینها واقعاً یک نوع سنگ هستند.
 در کتاب عقیلی خراسانی در بحث معالجات سرفه که در  یک نوع از 32 نوع سرفه ذکر کرده که طبری در کتابش گفته است گاهی اوقات سنگ ایجاد شده در گلوی بعضی اشخاص سرفه ایجاد میکند و با سرفه هم دفع می‌شود.
سودا : 
یکی از اخلاط چهار گانه است . سودا یا طبیعی است یا غیر طبیعی، سودای طبیعی همان رسوب یا ته نشین طبیعی خون است که گفتیم جایگاه اصلی سودا در طحال است. سودا را دردی خون یا ثفل هم می گویند( ثفل: دردی یا رسوب یا ته نشین) سودا را طرطیر خون یا کش سیاه می گویند(طرطیر: کش سیاه) پس همه از نامهای سودا هستند. رنگ سودا مایل به سیاهی است. طبع سودا سرد و خشک است. غذاهای سرد و خشک ، زمانهای سرد و خشک ، فصول سرد و خشک و گروه سنی سرد و خشک می‌تواند موجب ایجاد آن شود. علائمش هم ذكر گردید. سودا میتواند در کل بدن غلبه یابد که علائمش را در علائم غلبه سودا متذكر شویم، می‌تواند سودا فقط در یک نقطه از بدن غلبه کند البته همه اخلاط همینطور هستند و می‌توانند در کل بدن یا یک نقطه بدن اضافه و غلبه کنند مثلاً اگر سودا فقط در مغز غلبه کند ایجاد مالیخولیا می کند . می‌تواند در بعضی از نقاط  پوست ایجاد خال یا حتی ایجاد کلف کند.( کلف : کبودیهای پوست ) اما سودا می‌تواند در کل بدن هم اضافه شود. گاهی اوقات  سودا عفونت هم میکند که عفونتش بدترین تبها را ایجاد میکند . تبهایی که در این دوره و زمانه کسی نمی‌تواند بشناسد و به سرطان خون نسبتش می‌دهند. خیلی ها ادعا می کنند که مثلاً سرطان خون را درمان می کنند . در طب سنتی چیزی که 
امروزه سرطان می‌دانند را سرطان نمی‌دانند ما حالتی در بیماری داریم که به آن یرقان سندی یا یرقان سیاه می گویند که شخص بدنش سیاه می‌شود، تبهای دراز مدت می کند. معمولاً اطلاق می‌شود كه شخص سرطان خون گرفته است.
 در طب سنتی اصلاً این را معادل سرطان خون نمی‌دانند بلکه آنرا قابل علاج دانسته و راههای درمانی زیادی هم مطرح می کنند. 
اما آنچه که در طب سنتی آن را سرطان می‌دانند( صد در صد ) سفارش می کنند که آن را درمان نكنید و فقط ذكر می‌كنند كه به اطرافیان مریض بگوئید كه مداوا كردنی نیست و فقط طبق علائمی كه وجوئد دارد درمان كنید. مثلاً اگر یبوست می‌گیرد یبوستش را درمان كنید، اگر تنگی نفس گرفت تنگی نفسش را و اگر تب كرد تبش را درمان كنید، اگر زخم یا جوش زیاد در بدنش ایجاد شد آنها را درمان كنید و فقط صرف همین کارها کافی است و تأکید داشته اند که سرطان قابل مداوا نیست . در طب قدیم در طب اکبری هم گفته دوری کنید از اینکه بخواهید سرطان را درمان کنید. 
سودای غیر طبیعی را مره سودا می گویند، سودای محترق هم وجود دارد یعنی از احتراق بوجود آمده است یا  صفرا حرارت بیش از حد تولید کرده و چیزی را سوزانده است آن سوخته را سودا می گوییم و آنچه که از سوخته شدن صفرا بوجود آمده است ، گرمی اش به نسبت سوداهای دیگر زیادتر است و البته ما گفتیم سودا سرد و خشک است اما یک موقع مثل بالا که صفرا سوخته و به سودا تبدیل شده است که در اینجا طبع این سودا گرم است و حالت سردی را ندارد/ سودایی دیگری هم داریم كه بعلت سردی بیش از حد یا سردی از خارج بدن (بالفعل) رسیده است و موجب فشرده شدن اخلاط شده است یا سردی از داخل بدن (بالقوه) رسیده است و سبب شده سودا بیش از حد فشرده شده که این سودا را سودای گس یا خشن یا غلیظ می گویند. 
از بیماریهایی که سودا ایجاد میکند می‌توانیم از سرطانها، داءالفیل (الفانتیازیس است) داءالفیل: فیل پائی (فارسی قدیم: پاغر) یا همان الفانتیازیس است که پا بسیار بزرگ می‌شود (وقتی کمی پا ورم کند با انگشت گذاشتن روی آن فرو می‌رود و جایش می ماند که آن را ورم قائر می گویند) ولی در فیل پایی ، پا بزرگ می‌شود و گوشت می آورد . بیشتر در مناطقی مثل هند و آفریقا دیده می‌شود، در نقاط ما کمتر دیده میشود. 
از دیگر بیماریهایی که سودا ایجاد میکند دوالی است ( دوالی : واریس) ، دوالی دو جا داریم یکی در پا و یکی بیضه ها که دوالی اسفن یا همان واریكوسل می‌شود. (کلف: لکه های کبود صورت، بهق : لکه های سیاه بدن ). زخمهایی یا غده هایی که دیر خوب می‌شود ( قروح خبیثه ) و بهبودی اش تأخیر می افتد، یرقان سندی، سیاه شدن کل بدن ، ورم طحال. 
تصاویری درمورد غلبة اخلاط آمده است از جمله غلبة خون را به اینکه دودی در اتاق هست یا هوای آلوده در اتاق هست تعبیر نموده‌اند پس در را باز کن تا بیرون برود یا یک حیوان موذی در اتاق هست که در این حالت هم در را باز کنیم تا بیرون برود، پس باید رگ را باز کرده و فصد یا حجامتش کرده تا بیرون برود.  
غلبه بلغم را شبیه یک پلنگ دانسته اند یعنی اگر با او در افتادی یا باید او را بکشیش یا او تو را می کشد . غلبه صفرا را به یک بچه تشبیه می کنند چون بچه را فوری با یک شکلات آرام می‌توان کرد و با یک نیشگون کوچک فریادش فوری به آسمان می‌رود یعنی صفرا را زود می‌توان فروکش کرد یعنی راحت می‌توان بالا برد و راحت می‌توان پایین آورد. اما غلبه سودا را بعضی ها به زمین لزره تشبیهش کرده اند یعنی اگر لرزید دیگر جلویش را نمی‌توان گرفت تا نیامده، نیامده، وقتی آمد دیگر کاریش نمی‌توان کرد و یا بعضی ها سودا را به یک گاوی تشبیه می کنند که دختر بچه ها آن را به چرا می بردند . اولش نرم و راحت افسارش را گرفته است و می چرخد  ولی اگر وحشی شد دیگرآن دختر بچه کاری نمی‌تواند بکند. درمان سودا خیلی سخت است . سخت ترین بیماریها ، بیماریهای سوداوی است. درمانش هم خیلی سخت است. حتی نضج آنها 5 روز و 8 روز و 15 روز است( یعنی پخته شدن خلطهای دیگر به جز سودا) در حالیکه نضج یا پخته شدن سودا حداقل آن 35 روز است . 
طبع اصلی را لزومی ندارد برگردانیم. هر طبعی که باشد چون در حالت صحت همه این چهار مزاج با هم مساوی هستند و هیچکدام بر دیگری برتری ندارد و در حالت صحت این افراد براحتی زندگیشان را می کنند فقط باید مواظب باشند که این  اخلاط کم یا زیاد نشود یا به هم نریزد . اگر به هم ریخت آنوقت حالشان خراب می‌شود.


برچسب ها: خلط ، اخلط ، مزاج ، انواع مزاج ، خون ، صفرا ، بلغم ، سودا ،
آخرین ویرایش: - -


تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2