تبلیغات
پایگاه تفریحی نودایکس - مطالب جوک جدید

جک های جدید و بروز

نویسنده : Mohammad Mardani چهارشنبه 9 آذر 1390 08:07 ب.ظ  •    ارسال شده در: جوک جدید


پسر غضنفر به باباش میگه : معلمون گفته فردا یه جسم شفاف بیارین مدرسه ، جسم شفاف چیه؟
غضنفر میگه : جسمی که از این طرفش بشه اون طرفش رو ببینی
پسرش میگه : وای حالا فردا چطوری نردبان رو ببرم مدرسه !! 

-----------------

عدم امنیت یعنی توی یه توالت باشی که فاصله سنگ توالتش تا در بیش از 1 متر باشه ، درش قفل نداشته باشه و به بیرون باز بشه..!! 

----------------

از فری خوشحال پرسیدن با كدوم عبادت حال میكنی؟ گفت: نماز میت. پرسیدن چرا؟ گفت: وضو كه نمیخواد, ركوع وسجده نداره , كفشاتم در نمیاری , تازه آخرش هم ناهار میدن! 

--------------

غضنفر میره ثبت احوال میگه یه شناسنامه واسه بچه ام میخوام ! میگن اسمش چیه ؟ میگه “شورلت” میگن اینکه اسم ماشینه یه اسم بزار که به نام پدر و مادر بیاد . میگه خب به اسم ما میاد دیگه من “بیوک” آقا هستم . همسرم هم “خاور” خانوم !!  

--------------

میدونی اولین عوارض جانبی بعد یک شکست عشقی چیه ؟! در آوردن گوشی از حالت Silent !! 

--------------

ما که ۸/۸/۸۸ ازدواج نکردیم، ۱۱/۱۱/۱۱ هم باز ازدواج نکردیم، صبر کنیم تا ۹/۹/۹۹ شاید فرجی شد
(درد دل دو دختر دم بخت )




برچسب ها: جوک جدید ،
آخرین ویرایش: - -

بهترین لطیفه جهان از نظر کاربران انگلیسی!

نویسنده : Mohammad Mardani چهارشنبه 9 آذر 1390 08:03 ب.ظ  •    ارسال شده در: جوک جدید

زنی، بچه به بغل سوار اتوبوس شد. راننده اتوبوس گفت: بچه‌ی شما زشت‌ترین بچه ای است که در عمر دیده‌ام!
به زن خیلی برمی‌خورد. زن به مسافری که در کنار او نشسته است می‌گوید: "شنیدید، راننده چه توهینی به من کرد؟"
مسافر می‌گوید: "این میمون رو بده به من، برو پیش رئیس اتوبوسرانی ازش شکایت کن!!"


برچسب ها: جوک جدید ،
آخرین ویرایش: - -

جک آبان 90

نویسنده : Mohammad Mardani یکشنبه 29 آبان 1390 07:03 ب.ظ  •    ارسال شده در: جوک جدید

غضنفر میره پمپ بنزین و باک زانتیاشو پر میکنه و میگه: چقدر شد؟ کارگر جایگاه میگه: 350 تومان! غضنفر در گوش کارگر جایگاه میگه: شاه برگشته؟ کارگر جایگاه میگه: نه جانم، قیمت گازوئیل همینه

----------------

آبادانیه تو امریکا تصادف میکنه رفیقش با ناراحتی به دکتر میگه :آقای دکتر میگوم اگه حالش خیلی بده اعزامش کنیم آبادان

------------------

معلم: 10 تا سیب داریم من 9 تاشو می خورم، چند تا سیب میمونه؟ بچه : همون یکی رو هم وردار بخور بدبخت سیب نخورده

---------------

ترکه میره تهران. ساکشو محکم میگیره تو بغلش میگن چرا ساکتو تو بغلت گرفتی؟ میگه اخه شنیدم دخترای تهرونی بد جور ساک میزنن

----------------

بابامون تهدید کرده میخواد بره اداره آب، پرینت بگیره ببینه کدوم پدر سوخته‌ای زیاد میره دستشویی!! مملکته داریم؟

---------------------

به خانومه میگن چرا اینقده دماغت گندس خانومه میگه والا خواستم آیدان سفارش بدم اشتنباهی زنگ زدم لارجر باکس



آخرین ویرایش: - -

بروز ترین جک ها

نویسنده : Mohammad Mardani یکشنبه 29 آبان 1390 06:57 ب.ظ  •    ارسال شده در: جوک جدید

غضنفر سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته‌: ظرفیت 12 نفر. باخودش میگه: عجب بدبختیه‌ها! حالا 11 نفر دیگه از كجا بیارم؟!!!

---------------

یه غضنفر گفتن: با وطنم جمله بساز. غضنفر گفت: دیروز رفتم حمام و تنم را شستم! به غضنفر گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. غضنفر گفت: اتفاقا با تی دسته دار تنمو شستم

---------------

غضنفر با ماشین قراضش میزنه به یه ماکسیمای نو .با هزار زور وزحمت از راننده رضایت میگیره. تو 4راه بعدی دوباره میزنه به همون ماکسیما .سرشو از ماشین بیرون میاره میگه :برو برو منم

-------------

یکی از مشکلات جدید که چندیس آمار تصادفات را در ایران بالا برده نگاه مردم در هنگام رانندگی به عقربه بنزین است
ملت یه چشمشون به جادس یه چششون به اون عقربه که پایین میاد

---------------

یه روز غضنفر سوار یه اتوبوس 2 طبقه میشه میره داخل اتوبوس طبقه اول جا نیست میره طبقه بالا و میشینه اتوبوس میره و یه هو خودشو پرت میکنه پایین تو خیابان ازش میپرسند ؟ چرا خودتو پرت کردی میگه اتوبوس راننده نداشت

----------------

غضنفر از تهران بر میگرده پیش همشهریاش میگه: رفته بودم تهران منو خیلی تحویل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و میخندیدند. تازه این که چیزی نیست اسم یه گل هم روم گذاشته بودند. همشریاش میگن چه گلی؟ میگه اسگل!!!

----------------

به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی ؟ میگه 25 ساعت . میگن مگه میشه ؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلند می شم.

---------------

غضنفر میخواسته خود کشی کنه تیر رو میزنه به مغزش بعد از نیم ساعت میمیره !!!!!!!همه دانمشمندان جمع میشن که ببینن چی شده بعد از دو سال تحقیق میفهمند گلوله داشته دنبال مغز یارو میگشته




آخرین ویرایش: - -

جک های باحال

نویسنده : Mohammad Mardani یکشنبه 29 آبان 1390 06:34 ب.ظ  •    ارسال شده در: جوک جدید

گرگه حامله میشه. میپرسن چرا حامله شدی میگه رفتم خونه شنگول منگول گفتم منم منم مادرتون پدرشون جدی گرفت...

---------------

یارو کارش ختنه بوده ازش میپرسن چی شد این کاره شدی؟
میگه والا من میخواستم دوبلور شم اشتباهی دولبور شدم!!!

---------------

بچه میره اداره پلیس میگه دوچرخمو دزدیدن
پلیسه میگه به کی مشکوکی؟
پسره میگه به مامان بابام
پلیسه میگه چرا اونا
پسره میگه اخه بابام دیشب هی به مامانم میگفت:بشین روش تا علی نیومده!!

--------------

لره سالها دعا میکرد و از خدا فرزند پسر میخواست. جبرییل نازل شد گفت: دهنمون روسرویس کردی باید اول عروسی کنی ....

--------------

آمریکایی ها یه کامپیوتر می سازن که می تونسته به هر سوالی جواب بده. یه *ژاپنیه میاد درباره ربات سوال می کنه کامپیوتر به اندازه ده تا کتاب بهش اطلاعات می ده. آلمانیه درباره موشک سوال می کنه، کامپیوتر به اندازه بیست تا کتاب بهش اطلاعات می ده، ایرانیه میاد میشینه می پرسه چه خبر؟ کامپیوتره هر چی اطلاعات داره از اول تا اون آخر میده. بعد ایرانیه میگه دیگه چه خبر؟ کامپیوتره هنگ می کنه!


-----------------

غضنفر که سرش رو برای خودکشی روی ریل قطار گذاشته بود

پس از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت !

---------------

به تركه میگن قبض های خونتون رو چجوری پرداخت میكنی ؟ میگه والا یه همسایه داریم لره یه ماشین داره میزارم زیر برف پاكنش میره پرداخت میكنه !!

--------------

وایسا بنزینا سهمیه بندی بشه مردم میارن پایین حکومتو. حالا ببین. وایسا یارانه ها هدفمند بشه مردم میریزن خیابون وایسا کرایه تاکسی ها گرون بشه مردم دیگه سر کار نمیرن وایسا قبضا بیاد کسی مگه میتونه جلو مردم رو بگیره . . سه سال بعد . .. وایسا شورت هامون رو پس بدن می دونیم چی کارشون کنیم!

-----------------

یه روز یه زنه صداش نازك بوده میره دكتر واز دكتره دوائی می خواد تا صداش كلفت بشه دكتره یه نسخه نوشت وبه زنه گفت:خانم این دارو یه كم عوارض جانبی داره.زنه گفت:اشكالی نداره بعد از یه ماه زنه میره پیش دكتره وگفت: آقای دكتر صدایم كلفت شد.خیلی ممنون. دكتر گفت دارو هیچ عوارضی نداشت؟ زنه گفت: بله آقای دكتر.كمی سینه ام مو درآورده.كه اونهم به تخمم

-------------------

ترکه با زنش توخیابون راه می رفتن که یهو دو تا الاغو می بینن که مشغول بکنبکنن. زنه می گه واه ببین چقدر وحشیانه همدیگرو می کنن. ترکه می گه: خانوم اصلش اونه ما مراعاتتو می کنیم.

-------------------

غضنفر میره «استریپ شو» ، بعد از چند ساعت به رفیقش میگه: پاشو بریم، از اول معلوم بود این دختره زورش نمی‌رسه میله رو كج كنه

-----------------

تهرانیه میره مكه ، جلوی كعبه داشت اشك می ریخت و می گفت: خدایا! منو ببخش ،توبه! بهت قول میدم دیگه واسه تركا جك نگم. خدایا منو ببخش .... خلاصه تو همین حال و هوا بود كه یه ترك میزنه رو شونه اش میگه: داداش؟گیبله كودوم وره؟؟؟؟ ، تهرانیه با ناله داد میزنه: خدایاااااااا!!!!! خاطره كه می تونم تعریف كنممممم؟؟

----------------

بچهه میره پیش معلمش، میگه: خانوم میشه شما زن من بشید؟! معلمه میگه: برو بشین سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره میگه: آره منم حوصله بچه ندارم... اشكال نداره، جلوگیری میكنیم!!!

--------------

غضنفر واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خیرات میكرده. خلاصه هركی رد میشده، یك خرما برمیداشته و یك صلوات میفرستاده. بعد یك مدت، یك بابایی دست میكنه یك مشت خرما برمیداره، غضنفر دستشو میگیره، میگه: هوووی! چه خبره؟! یك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!

------------

روزی شاگردی از معلمش پرسید:

آقا چرا بعضی ها میگن كتاب, متاب یا ماست, پاست و.....

معلم: پسرم اونها سواد مواد ندارند....!!!




آخرین ویرایش: یکشنبه 29 آبان 1390 06:55 ب.ظ


تعداد کل صفحات ( 12 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...